ارزش مشورت

ارزش مشورت
امیرالمؤمنین على علیه السلام:
«وَالاِسْتِشَارَةُ عَیْنُ الْهِدَایَةِ» (نهج البلاغه حکمت 211 )
«و مشورت، عین هدایت است»



توضیح قطره ای:
امام علیه‌السلام در پنجمین جمله از این مجموعه اندرزهاى حکیمانه (حکمت211) به اهمیت و ارزش مشورت کردن می پردازد.

مى دانیم مشورت سبب راه یافتن به مقصود است؛ ولى تعبیر به «عین» خواه به معناى اتحاد باشد، یا به معناى چشم و یا چشمه، نشان مى دهد که رابطه بسیار نزدیکى میان مشورت و هدایت است.
چرا چنین نباشد در حالى که مشورت عقول دیگران را به عقل انسان مى افزاید و انسان از تجارب و اطلاعات دیگران بهره ها مى گیرد که بر هیچ کس پوشیده نیست.
درباره اهمیت مشورت امام علیه السلام می فرماید:
«وَمَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا» (حکمت161)
«و آن کس که با مردان بزرگ مشورت کند در عقل و خرد آنها شریک مى شود»
و نیز می فرماید:
« وَلاَ مُظَاهَرَةَ أَوْثَقُ مِنَ الْمُشَاوَرَةِ» (حکمت113)
«و هیچ علم و دانشى مطمئن تر از مشورت نخواهد بود».



مشورت: اتصال به عقل جمعی یا عبور از عقل فردی به عقل جمعی


زکـات پیـــروزی

زکات پیروزی
امیرالمؤمنین على علیه السلام:
« وَالْعَفْوُ زَکَاةُ الظَّفَرِ» (نهج البلاغه حکمت 211 )
« زکات پیروزى، عفو است»



توضیح قطره ای:
امام(علیه‌السلام) در سومین جمله از این مجموعه اندرزهاى حکیمانه (حکمت211) به بحث بخشش به هنگام پیروزی اشاره می‌نمایند.
به یقین، هر موهبتى که از سوى خدا به انسان داده مى شود زکاتى دارد؛ یعنى بهره اى از آن باید به دیگران برسد. پیروزى نیز موهبت بزرگى است و بهره اى که از آن به دیگران مى رسد عفو از دشمن خطاکار است. البته این عفو در جایى مطلوب است که باعث جسور شدن شخص خطاکار نگردد.
از امام علیه السلام در حکمت یازدهم نقل شده است: «إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّکَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُکْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَیْهِ» «هنگامى که بر دشمنت پیروز شدى عفو را شکرانه این پیروزى قرار بده» البته اداى زکات هم نوعى شکرگزارى است.
و در حدیثى از امام امیر مؤمنان(علیه السلام) در غررالحکم آمده است: «اَلْعَفْوُ تاجُ الْمَکارِمِ» (غررالحکم،ص 245، ح5001) «عفو تاج اخلاق والاى انسانى است».
در حدیث دیگرى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «تَعافُوا تَسْقُطُ الضَّغائِنُ بَیْنَکُمْ» (کنزالعمال ج3، ص373، ح7004) «یکدیگر را عفو کنید تا کینه ها برچیده شود».


حلم و شکیبایی


حلم و شکیبایی
امیرالمؤمنین على علیه السلام:
«وَ الْحِلْمُ فِدَامُ السَّفِیهِ» (نهج البلاغه حکمت 211 )
«حلم و شکیبایى دهان بند بى‏خردان است»



توضیح قطره ای:

امام(علیه‌السلام) در دومین جمله از این مجموعه اندرزهاى حکیمانه (حکمت211) به بحث حلم در برابر بی‌خردان اشاره می‌نمایند.
«حلم» به معنای خویشتن‌داری، به هنگام غضب و عصبانیت است.
«فدام» به معناى دهان‌بند است.
در مورد عکس‌العمل در مقابل سخنان ناموزون سفیهان و ایرادهاى بى‌دلیل آنان و توقعات بى‌جاى آنها در قرآن و احادیث دستور به حلم داده شده است.
امام (علیه‌السلام) در اینجا تعبیر زیبایى را به کار برده و آن تعبیر «فدام» و دهان‌بند است. گاه حیواناتى را که گاز مى‌گیرند یا غذاهایى را که نباید بخورند مى‌خورند دهان‌بند مى‌زنند. بهترین راه مقابله با سفیهان استفاده از دهان‌بندِ حلم است و گرنه گفتن یک جمله در برابر آنها گاه سبب مى‌شود ده جمله ناموزون دیگر بگویند و اضافه بر آن، انسان با این گفتگو هم سطح آنها قرار مى‌گیرد و ارزش خود را از دست مى‌دهد.
در حدیثی امام صادق (علیه‌السلام) مى‌فرماید: «إنَّ مَنْ جاوَبَ السَّفیهَ وَکافَئَهُ قَدْ وَضَعَ الْحَطَبَ عَلَى النّارِ» (بحارالانوار ج68 ص422) «کسى که با سفیه مقابله کند و پاسخ او را بدهد گوئى هیزم بر آتش مى‌نهد».
در حدیث دیگرى که از امیرمؤمنان(علیه‌السلام) در غررالحکم نقل شده است مى‌خوانیم: «اَلْحِلْمُ حِجابٌ مِنَ الاْفاتِ» «حلم حجابى در برابر آفت‌هاست » (یکی از آفت‌ها، مزاحمت‌های سفیهانه است).


   1   2   3   4   5   >>   >